![]() |
![]() |
|
| تازههايي از اعجاز عددي قرآن كريم |
|
بسم الله الرّحمن الرّحيم
وَمَا كُنتَ تَتْلُو مِن قَبْلِهِ مِن كِتَابٍ وَلَا تَخُطُّهُ بِيَمِينِكَ إِذًا لَّارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ ﴿48﴾ و تو هيچ كتابى را پيش از اين نمىخواندى و با دست [راست] خود [كتابى] نمىنوشتى و گر نه باطلانديشان قطعا به شك مىافتادند (48)
در اين مقاله با توكل به الله عظيم شان مي خواهيم يكي ديگر از 78 هاي قرآن كريم را بررسي كنيم ( 7 و 8 ) در داستان قوم عاد اين 78 ( 7 و8 ) وجود دارد و در واقع از نوع عذاب ، در مقالات قبلي در مورد 78 سخناني گفته شده و در زير فقط 78 هاي مشهور قرآن را يك بار ديگر براي ياداوري مقالات قبل مي آوريم و به بحث اصلي در باره قوم عاد مي پردازيم ، انشاء الله .
سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿7﴾ كه خدا] آن را هفتشب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت در آن [مدت] مردم را فرو افتاده مىديدى گويى آنها تنههاى نخلهاى ميان تهىاند (7)
78 يعني تعداد حروف مقطعه قرآن كريم ، 78 يعني تعداد حروف 5 آيه اول سوره الحمد كه ما نمازهايمان را با توجه به كلمات آن مي خوانيم ، 78 يعني تعداد حروف 5 آيه اول سوره علق كه اولين بار بر رسول اكرم نازل شد ، 78 يعني تعداد استخوانهاي سمت راست بدن كه قرينه 78 استخوان سمت چپ است ، و ... * 1 اولین 78 قرآن کریم تعداد حروف مقطعه است .
* 2 دومین 78 قرآن کریم تعداد حروف 5 آیه اول سوره الحمد است که در مقاله نماز آن را توضیح دادیم . و در بحث نزول آوردیم که این 5 آیه تنها آیاتی است که 2 بار نازل شده اند یک بار در مکه مکرمه و یک بار در مدینه منوره خلاصه این که توضیحات آن در وب سایت http://www.quraneazim.blogfa.com/ آورده شده است . حال اصل آیات :
*3 البته یک 78 دیگر در قرآن کریم وجود دارد یعنی همان اولین آیات نازل شده بر پیامبر اکرم ( ص ) :
*** بحث اصلی ما روی حروف مقطعه است و تعداد عجیب آن که 78 است و برابری آن با استخوانهای سمت چپ و راست که هر کدام 78 و 78 است
حال داستان قوم عاد و علل نابودي آنها و نيز نحوه نابوديشان :
بر اساس آنچه در تفاسير آمده است قوم عاد۱ از نسل سام بن نوح، و بسيار درشت اندام و نيرومند بودهاند، سرزمين عاديان حاصلخيز و سرسيز بوده و آنان با نيروهاي خدادادي خود به آباد ساختن آن پرداخته و در كوهها و جاهاي مرتفع كاخها و بناهاي بسيار مستحكم و شگفتانگيزي ساختهاند كه به تعبير قرآن مانند آنها درهيچ جايي ساخته نشده است(سورۀ فجر، آيۀ 8)۲ . قدرت بسيار و پيشرفت قوم عاد سبب طغيان و استكبار آنها شد به گونهاي كه دعوت پيامبر خويش را نپذيرفتند و گفتند:چه كسي از ما نيرومندتر است (سوره فصلت، 15) تا بتواند ما را عذاب دهد؟ در قرآن مجيد(سورۀ هود،آيۀ 60) تصريح شده است كه عاد،همان قوم هود است. نام قبيله يا قوم عاد 24 بار در قرآن كريم آمده است. و در سورۀ نجم (آيۀ 50) به نام «عاد الأولی» خوانده شده كه بعضي محقّقان از اين استنباط كردهاند كه دو عاد وجود داشته است۳ : «عاد اُولی» كه بيش از هزار شاخه و تيره داشته و بعد از هلاك ايشان،«عاد ثانيه» ظاهر شده است كه بتپرست بوده است و نام بتهاي ايشان در كتب اصنام ذكر شده است. قوم عاد بتپرست بودند خداوند، هود(ع) را به سوي آنان فرستاد او ايشان را از عذاب خداوند بترسانيد، ولي قوم عاد،هود را سفيه پنداشتند(سورۀ اعراف،66 ، سورۀ هود،54 ) و از پرستش خداي يگانه سر باز زدند و به دين پدران خود چسپيدند و استكبار ورزيدند و هود را تهديد كردند، در نتيجه، عذاب خداوند كه باد و طوفان سختي بود بر آنان نازل شد و همه، جز هود(ع) و پيروان اندك او نابود شدند. قصۀ قوم عاد در سورههاي اعراف، هود، مؤمنون،شعراء و فصّلت مذكور است. آنچه از قرآن كريم برميآيد، مسكن قوم عاد در احقاف (ريگزاري ميان عمّان و حضرموت) بوده است(سورۀ احقاف،آيۀ21). در سورۀ حاقّه (آيات 8 ـ 6) سرانجامِ قوم عاد اينگونه بيان شده:« و امّا عاد به [وسيله] تندبادى توفنده و سخت سرد و سركش و بنيان كن هلاك شدند؛ [كه خدا] آن را هفتشب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت در آن، مردم را فرو افتاده مىديدى گويى آنها خرمابناني ريشهكن شده و پوسيده و ميان تهىاند؛ آيا از آنان كسى را بر جاى مىبينى؟».
منابع: تفسير قرطبي،دانشنامۀ قرآن، ذيل عاد، و تفاسير جلالين، ابن كثير و بغوي.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پانويسها:
1. عاد اسم جد يزرگ عاديان بوده است.
2. شيخ قرطبي نوشته است كه ضمير در مثلها راجع به قبيله است يعني تاكنون هيچ قبيلهاي مانند قوم عاد در نيرو و سرسختي و درشتي اندام و بلندي قامت آفريده نشده، نيز يادآوري ميكند كه گروهي اين ضمير را راجع به شهر عاديان ميدانند يعني مانند آن شهر در هيچجا ساخته نشده است: قوله تعالى: " التي لم يخلق مثلها في البلاد " الضمير في "مثلها" يرجع إلى القبيلة. أي لم يخلق مثل القبيلة في البلاد: قوة وشدة، وعظم أجساد، وطول قامة؛ عن الحسن وغيره. و في حرف عبدالله "التي لم يخلق مثلهم في البلاد". وقيل: يرجع للمدينة. و الأول أظهر، و عليه الأكثر، حسب ما ذكرناه.
3. گويا اين نظر، ريشه در سخن ابن اسحاق دارد، در تفسير قرطبي ذيل آيۀ 50 نجم، آمده است: « قوله تعالى: "وأنه أهلك عادا الأولى" سماها الأولى لأنهم كانوا من قبل ثمود. وقيل: إن ثمود من قبل عاد. وقال ابن زيد: قيل لها عاد الأولى لأنها أول أمة أهلكت بعد نوح عليه السلام. وقال ابن إسحاق: هما عادان فالأولى أهلكت بالريح الصرصر، ثم كانت الأخرى فأهلكت بالصيحة. وقيل: عاد الأولى هو عاد بن إرم بن عوص بن سام بن نوح، وعاد الثانية من ولد عاد الأولى؛ والمعنى متقارب. وقيل: إن عاد الآخرة الجبّارون وهم قوم هود». منبع : سعیدیه : http://www.92144.blogfa.com/
بي گمان انسان به سبب گرايش به كمال وگريز از كاستي ها و نواقص مي كوشد تا همه آن چه را كمالي مي يابد تحقق بخشد. از جمله اموري راكه كمالي مي يابد مدنيت و تمدن است. به نظر مي رسد كه ارتباطي ميان گرايش تمدني انسان و ماموريت وي در زمين به عنوان خليفه الهي وجود داشته باشد. هرچند كه ماموريت هاي انساني در زمين امور چندي را دربرمي گيرد ولي يكي از ماموريت هاي انساني آباداني و استعمار زمين است كه در آيه 06 سوره هود بيان شده است. هو أنشاكم من الارض و استعمر كم فيها. از اين جا مي توان دريافت كه گرايش به آبادسازي و آباداني در فطرت و ذات بشر نهفته است و انسان به طور فطري و طبيعي گرايش بدان دارد و بيان آن در آموزه هاي قرآني از باب يادآوري و ذكراست و به گونه اي مي توان گفت كه تاييد و تاكيد بر فطري بودن است. از سوي حتي اگر به شكل آموزه هاي دستوري و نه گزاره هاي شناختي و تبييني بيان نمي شد مي توان گفت كه حكم عقلي بود كه به امضاي شريعت رسيده است همانند بسياري از احكام امضايي كه تاييد بر حكم عقل و يا سيره عقلايي است. با اين همه، انسان در مسير كمالي خود گاه به عللي به گمراهي مي رود و آن چه را كه نادرست و باطل است به عنوان درست وحق و كمال مي جويد و اين گونه است كه سر از ناكجا آباد در مي آورد. گزارش هاي قرآني از تمدن هاي پيشين خود بيانگر نكات متعددي است كه مي تواند به عنوان گزاره هاي شناختي از وضعيت انسان و رفتارهاي وي و بازتاب هاي طبيعي به دست دهد. نگرش قرآن بر اين نظريه استوار است كه انسان ها در مسير كمالي كلي خويش هراز گاه به قهقهرا رفته و يا رفتاري ارتجاعي درپيش مي گيرند. هم چنين بر اين نظريه استوار است كه تمدن ها و رفتارهاي فردي و اجتماعي بشر از باب «تشابهت قلوبهم» به گونه اي است كه تاريخ را به گونه اي تكرار مي كنند. به اين معنا كه رفتارهايي را درپيش مي گيرند كه عوامل ايجادي و شكوفايي تمدني و كمالي بشر وجامعه و استعمار و آباداني زمين مي شود ولي درهمان حال با رفتارهاي نابهنجار و ضد اخلاقي و قانوني خود نه تنها خويش را بلكه جامعه و حتي تمدني را به سوي فروپاشي و نيستي مي كشانند. به نظر مي رسد كه بازخواني داستان اقوام و امت هاي پيشين در قرآن و گزارش هاي عيني و احاطي از علل وعوامل رشد و بالندگي و شكوفايي و هم چنين فروپاشي و يا نيستي و نابودي آن مي تواند براي هر جامعه تمدني مفيد و سازنده باشد. از اين رو درسال شكوفايي تمدني و نوآوري درعرصه هاي مختلف علوم مي بايست به گزارش هاي علمي و تحليلي قرآن از امت ها توجه داشت و از آن درس هاي سازندگي و بالندگي آموخت و از علل و عوامل فروپاشي تمدني و اخلاقي جلوگيري كرد. گزارش تحليلي قرآن از علل شكوفايي تمدن قوم عاد قوم عاد مردماني بودند كه پس از توفان نوح در منطقه جغرافيايي يمن سكونت يافتند. آنان مردماني بلند قامت و تنومند و با قدرت بالاي جسماني بودند. (قمر آيه 18 و 20 و حاقه آيه 6 و 7 و فجر آيه 6 و 8 به گونه اي از آنان سخن مي گويد كه گويي آنان به اندازه درختان نخل و خرما بودند و مانند آنان در انسان ها ديده نشده است) از ويژگي هاي سرزميني آنان اين است كه از مواهب طبيعي برخوردار بود. اين عامل مهم ترين سبب و علت شكوفايي تمدني آنان بوده است كه در آيات مختلف قرآن بدان اشاره شده است. آنان با بهره گيري از مواهب بسياري طبيعي توانستند به تمدن و شهرسازي اقدام كنند و در تحليل قرآني به تمدن و شهرنشيني به نسبت بالايي دست يابند. به نظر مي رسد كه تمدن عاد هرچند به عللي كه گفته خواهد شد فرو مي پاشد و دچار عذاب سختي شده و نيست و نابود مي شود ولي گروهي از مومنان ايشان باقي مانده و به سرزمين ديگري كوچ مي كنند و تمدن خود را ادامه مي دهند ولي به سبب آن كه شرايط محيطي و طبيعي براي باقيماندگان چنان كه بايد و شايد فراهم نمي شود عاد دوم چنان كه بايسته و شايسته است به تمدني دست نمي يابند و تمدن عاد نخستين در خاطره ها باقي ماند. اين گونه است كه زمين به گروهي ديگر از اقوام پس از نوح به ام ثموديان مي رسد كه آن خود داستان ديگري دارد. خداوند در آيه 50 سوره نجم از هلاكت و نيستي عاد نخست خبر مي دهد كه خود گواه اين مطلب است كه گروهي كه نيست و نابود شده گروه تمدني عاد نخست بوده است. از اين رو مي فرمايد: و انه اهلك عادا الاولي؛ خداوند عاد نخست را نابود و هلاك كرد. پس از نابودي تمدن عاد نخست سرزمين آنان ديگر قابل زيست نبود و چنان كه خداوند از آن تعبير مي كند از حالت سرزمين با مواهب بستر طبيعي به سرزمين احقاف تبديل مي شود كه به معناي ريگزار و شن زار است كه درحال حاضر آثار آن در بيابان هاي ميان عمان و حضرموت وجود دارد و از آن به احقاف ياد مي شود. بنابراين نام احقاف بر سرزمين عاد نخست زماني انجام مي شود كه عذاب الهي تمدن ايشان را نيست و نابود و آثار تمدني و طبيعت منطقه را دگرگونه مي سازد. (نگاه كنيد به تاريخ طبري ج 1 ص 150 و نيز البدايه و النهايه ج 1 ص 119 و معجم قبال العرب ج 2 ص 700) علل شكوفايي قوم عاد اما علل شكوفايي تمدني قوم عاد را مي بايست در طبيعت و مواهب طبيعي آن جست وجو كرد. از اين رو تمدن ها زماني به شكوفايي و توان دست مي يابند كه از نظر غذايي و تغذيه در آسايش باشند. از اين رو بسياري از تمدن هاي انساني در كنار رودها و مناطق سرشار از چشمه ها و آب ها پديد مي آيد. چنان كه تمدن ميانرودان و يا تمدن مصري در كنار رود نيل پديدار شد. كشاورزي و شكوفايي آن مهم ترين عامل رشد و شكوفايي تمدني است كه آيات قرآني نيز بدان تاكيد دارد. باران و آب فراوان و سرزميني كه پاك و طيب است و گياهان خوش و مفيد مي روياند جسم آدمي را تقويت مي كند و زمينه هاي رشد فكري و جسمي را فراهم مي آورد. ارتباط تنگاتنگ ميان جسم و روح و بدن و انديشه امري اثبات شده است كه نيازي به تكرار آن دراين نوشتار نيست. آنان با بهره گيري از مواهب سرشار طبيعي و زيست در كنار اقيانوس هند و باران هاي مفيد و پياپي و بخشندگي زمين توانسته بودند از نظر تغذيه به چنان رفاه و آسايشي دست يابند كه جسم آنان از نظر فيزيكي رشد چشم گيري داشته باشد. خداوند در آياتي از تنومندي و قدرت جسماني ايشان سخن مي گويد كه خود بيانگر تغذيه كامل و درست آنان و رشد كشاورزي و دامپروري در ميان ايشان بوده است. (شعراء آيات 123 تا 133) آنان براي مهار باران ها و آب هاي سرگردان روش سدسازي را بنياد گذاشتند و آبگيرهايي را ساختند كه باران هاي سيل آسا را مهار كرده و براي بهره گيري در فصول ديگرنگه داري كند. خداوند در آيه 123 و 129 سوره شعراء به ساختن آبگيرهاي استوار و محكم از سوي قوم عاد اشاره مي كند كه بيانگر چاره جويي آنان براي بهره گيري از آب هاي سطحي و باران ها براي كشاورزي و رونق بخشي به آن بوده است. مهار و كنترل سيل ها و باران هاي تند و رگباري و هدايت آن براي بهره وري بيش تر آغازگر رشد و شكوفايي تمدني عادي را سبب مي شود. خداوند در آيه از آبگيرهايي كه آنان ساخته اند به عنوان مصانع ياد مي كند كه جمع واژه مصنع است. مصنع بيانگر اين نكته است كه آبگيرهاي ايشان به شكل علمي ساخته شده و از صنعت و فن آوري صنعتي بهره مند بوده است. هر چند كه زمخشري در كشاف (ج 3 ص 326) و نيز اين منظور در لسان العرب (ج 7 ص 421) مصنع را به آبگير معنا مي كنند ولي مي توان به كاربرد اين واژه در ادبيات عربي دريافت كه صنعت وفن آوري در اين آبگيرها و سدها و بندها به كار رفته بود. از آن جايي كه قرآن تنها به گزارش بسنده نمي كند در اين آيات به نگرش و بينش مردمان عاد نيز اشاره مي كند كه به نظر مي رسد داراي دو نقش متضاد رشد و شكوفايي تمدني و عامل نابودي آن بوده است. قرآن تحليل و تبييني كه از رفتار آنان در ساخت مصانع و سدها و آبگيرها ارايه مي دهد بيان مي كند كه عاديان بر اين باور بودند كه ساخت سدها و مديريت آب مي تواند كشاورزي ايشان را رونق و بر بقاي تمدني آنان و جاودانگي تمدن ايشان موثر باشد. در اين آيات سخن از خلود شخصي و بقاي فردي نيست بلكه مراد بقاي تمدني آنان است. هر چند كه بهبود تغذيه موجب مي شود تا عمر ايشان دراز گردد ولي آن چه منظور ايشان بوده است بقاي تمدني عاد است. آنان بر اين باور بودند كه بهره گيري از صنعت و فن آوري كه وضعيت تغذيه ايشان را بهبود بخشد و غذاي آنان را تضمين نمايد و آنان را از آب شرب و نوشيدني سالم بهره مند گرداند مي تواند خلود و جاودانگي تمدني آنان را نيز ضمانت نمايد. (شعراء آيات 123 تا 129) هدف از ساخت آبگيرهاي صنعتي از آن رو صورت گرفته بود تا ضمانت هايي براي بقاي تمدني و جاودانگي آن فراهم آيد. اين مطلب از سوي خداوند انكار نمي شود كه مديريت آب به معناي مديريت كشاورزي و شكوفايي آن و در نتيجه افزايش توليد مواد غذايي و كيفيت بخشي به آن و در نتيجه سلامت جسم و تن است و بقاي تمدني به شكلي است، ولي قرآن اين عامل را به تنهايي براي بقا وخلود تمدني كافي نمي شمارد. از ديگر علل و عوامل رشد و شكوفايي تمدني عاد مي توان به سلامت جسمي آنان اشاره كرد. تمدن ها براي ايجاد و بقا نيازمند نيروي كارآمد انساني هستند كه اين جز به سلامت جسمي فراهم نمي آيد. از اين رو عاديان بر تغذيه سالم تاكيد داشتند. از آن جايي كه كوچ نشيني و بيابانگردي و حركت با گله ها و رمه هاي گاو و گوسفند و شتر نمي تواند تمدني را ايجاد كند عاديان بر خلاف اقوام پيشين خويش كوشيدند تا با ساخت خانه هاي استوار و محكم تمدن شهري را پي ريزند. كشاورزي و مديريت صنعتي آب زمينه يكجانشيني و تمدن شهري را براي آنان فراهم آورد. خداوند بيان مي دارد عاديان خانه هاي استواري مي ساختند و در آن سكونت مي ورزيدند. به نظر عاديان عامل شكوفايي تمدني شهرنشيني و ساخت سازه هاي محكم و استواري است كه بتوانند آنان را از هرگونه گزند باد و باران و توفان و زلزله و ديگر بلاياي طبيعي حفظ كند. از اين روست كه ساخت خانه هاي مستحكم و توجه به معماري سازه هاي زيبا و محكم در اولويت قرار گرفت. اين سازه هاي آن چنان استوار و مستحكم بود كه حتي تا زمان پيامبر(ص) باقي بوده است و چنان كه از واژه تلك در آيه 58 سوره قصص به دست مي آيد براي مردمان مكه عصر پيامبر(ص) قابل ديدن بوده است. (مجمع البيان ج 7 و 8 ص 407) البته آياتي ديگري چون 21 و 25 سوره احقاف و نيز 38 سوره عنكبوت بيانگر اين معنا نيز مي باشد. به هر حال در بينش و نگرش عاديان يكي از علل و عوامل شكوفايي تمدني بهره گيري از علم و دانش و مواد و عناصر خوب و با كيفيت براي ساخت سازه هايي است كه بتوان سال ها بي خطر در آن زيست. البته از آن جايي كه هر تمدني پس از دست يابي به عناصر آسايشي و آرامشي راه اتراف و رفاه زدگي را در پيش مي گيرد عاديان نيز كه با شكوفايي تمدني به رفاه و آسايش و آرامش به نسبت مطلوب و خوبي رسيده بودند در انديشه خودنمايي شدند و از باب هم چشمي و يا امور ديگر كاخ هاي خويش را بر روي مكان هاي مرتفع ساختند (شعراء آيه 123 تا 129) به نظر مي رسد كه قرآن براي اين كار عاديان علل ديگري را نيز بيان مي كند. مي توان گفت كه از علل گرايش ايشان به ساخت سازه هاي بلند و كاخ هاي رفيع و باشكوه درمناطق مرتفع غير از خودنمايي بهره گيري از مواهب بلندي باشد. ساخت ساختمان ها و كاخ در مناطق مرتفع بيانگر رشد و شكوفايي تمدني اين قوم بوده است؛ زيرا دسترسي به آب در مناطق مرتفع كه از هر سو به چشم مي آيد خود بيانگر آن است كه آنان توانسته اند به فن آوري دست يابند كه آب را در مناطق حفظ كند. شايد برخي از مصانع و آبگيرهاي سنگي در مناطق مرتفع تر و يا در كنار همان كاخ ساخته مي شد و آب هاي باران را به گونه حفظ مي كرد كه در طول سال مي توانستند از آن ها بهره مند شوند. افزايش رفاه و گرايش به خودنمايي و جاودانگي فردي و جمعي و تمدني موجب مي شود تا انديشه ها براي ساخت سازه هاي جديدو فن آوري به كار افتد. نيازهاي نوشونده همانند ساخت كاخ ها در مرتفع ترين مناطق كه از همه جا ديده شود و رساندن مواد و مصالح و غذا و آب و مانند آن موجب شد تا نوآوري در ايشان گسترش يابد و براي هر نيازي چاره اي بيانديشند. اين گونه است كه فن آوري هاي جديد براي مديريت آب و غذا و امور ديگر رشد مي كرد و نوآوري هاي تازه اي پديدار مي شد. شايد برخي از اين كاخ ها داراي باغ هاي تاك و انگوري بودند و يا باغچه هاي تزييني داشتند كه مترفان و رفاه زدگان به طور طبيعي در جست وجوي آن هستند. خداوند در آيات 6 تا 8 سوره فجر به مسئله ابتكار و نوآوري عاديان توجه مي دهد. آنان در معماري و برج سازي آن چنان رشد مي كنند كه در اين آيات خداوند از شگفتي هاي آن سخن مي گويد. باغ ارم كه داراي سازه ها و كاخ هاي زيبا بود و باغچه ها و باغ هاي زيبايي داشت برسر كوهي سنگي ساخته شده بود كه خداوند بيان مي دارد كه تاكنون همانند آن در هيچ سرزميني ايجاد و خلق نشده بود. بنابراين مي توان از اين آيات به دست آورد كه معماري و برج سازي و ساخت سازه ها و كاخ ها و باغ هاي محكم و استوار و بهره گيري از همه مصالح و عناصر براي دست يابي به آسايش و آرامش خود عامل اساسي براي شكوفايي تمدني است. آن چه قرآن و يا خداوند در نكوهش و يا سرزنش عاديان مطرح مي سازد ارتباطي با سازه هاي تمدني و يا كاخ ها و باغ ارم و مانند آن ندارد بلكه مشكل عاديان بينش و نگرش آنان نسبت به خود و خدا بوده است و هيچ گاه ساخت و سازه هاي تمدني آنان و يا نوآوري و ابتكارات آنان مورد نكوهش نبوده و نيست و حتي پيامبر ايشان نيز سخني در اين باره به ميان نمي آورد. مشكل عاديان اعتقادي و بينشي و نگرشي بوده است كه بعدها به صورت رفتارهاي نابهنجار خودنمايي مي كند. به عنوان نمونه در آيات 123 تا 138 سوره شعراء به بينش و نگرش ايشان نسبت به خود و تمدن پيشرفته شان اشاره مي كند و توضيح مي دهد كه عاديان خود را در پناه تمدن و شكوفايي تمدني و رشد و بالندگي آن و نيز ابتكارات و نوآوري هاي خويش از هر چيز مصون مي يافتند و همين مصونيت بود كه آنان را به سوي رفتارهاي نابهنجار سوق داد و اندك اندك از خدامحوري به خودمحوري و تمدن محوري كشيده شدند. خداوند در آيه 53 سوره هود و نيز 9 و 10 سوره ابراهيم و 21 و 22 سوره احقاق بيان مي كند كه عاديان به سبب رشد و شكوفايي تمدني خويش واپسگرايي و ارتجاع را دامن زدند و به آيين پيش از نوح بازگشتند و از استبصاري كه پس از توفان نوح به دست آورده بودند (عنكبوت آيه 38) دست كشيدند و به بت ها و آيين نياكان خويش يعني پرستش آن ها بازگشتند. مفسران بر اين باورند كه جامعه تمدني عاد نخستين جامعه اي است كه پس از توفان نوح (ع) تشكيل شده است؛ زيرا خداوند در سوره اعراف خطاب به ايشان مي گويد كه شما را جانشينان پس از نوح (ع) قرار داده است. البته برخي ديگر بر اين باورند كه نخستين جامعه پس از نوح تمدن ثمود بوده است. (مجمع البيان ج7 و 8 ص 170 و روح المعاني ج 10 جزء 18ص 43) بنابراين منظور از بازگشت ايشان به رفتار نياكان همان نياكان پيش از نوح بوده است كه مردمي بت پرست و فاجر و فاسق و كافر بودند. علل انحطاط قوم عاد عاديان با توجه به رشد و بالندگي تمدني خويش در دام رفاه زدگي افتادند و گروه ها و طبقات اجتماعي را ايجاد كردند و سرمايه داران و اشراف خود را از توده مردم جدا كردند. خداوند در آيه 33 سوره مؤمنون مي فرمايد كه اشراف قوم عاد عناصري مرفه و برخوردار از همه امكانات دنيايي بودند. رشد و شكوفايي تمدني موجب شد تا آنان بر اين باور شوند كه روش نياكان ايشان بهترين روش بوده است كه موجب شد تا ايشان به رفاه دست يابند و اين گونه بود كه با تغيير در نگرش خويش مخالفت مي ورزيدند و معتقد بودند كه سخنان و اعتقادات هود(ع) سخناني باطل و از روي سفاهت و نابخردانه است. (اعراف آيه 66 و 69 و 70) ايشان با توجه به روشي كه موجب شده بود تا به رفاه و شكوفايي تمدني دست يابند هر روش ديگري را غيرعقلاني برمي شمردند. (همان) و اندك اندك رفاه و خوشي موجب شد تا هرگونه زندگي اخروي و باخواست و حساب و كتاب را انكار كنند. (مؤمنون آيات 31 تا 37) امكانات تمدني چون آسايش در حوزه كشاورزي و تغذيه و كاخ ها و سازه هاي رفيع و بلند و برج ها و باروها و وجود سدها و آبگيرها و چشمه سارها و باغ هاي پوشيده از درختان ميوه (شعراء آيات 123 تا 134) و ثروت زياد (توبه آيه 68 تا 70) جمعيت فراوان برخوردار از آسايش و آرامش (همان) آنان را به انكار آخرت (فصلت آيه 15 و احقاف آيه 26) دچار كرد. نيرومندي و قدرت قوم و تمدني و شكست هر دشمن بيروني و دروني و دست يابي به آسايش و آرامش مطلق (فصلت آيه 15) موجب شد تا نظام اخلاقي و سياسي آنان دگرگون شود و اندك اندك به سنت ها و آيين پدران خويش بازگردند و نظام مردم سالار را به نظام استبدادي تبديل كنند و اشراف بر توده مردم زور بگويند. (هود آيه 59) برخورد مستبدانه ايشان با هر كسي كه نظريه و بينش و نگرش جديدي را ارايه مي داد و تاكيد بر بقاي روشي در هر زمان و مكان موجب شد تا آنان روش پيامبرشان هود(ع) را روشي نادرست بشمارند و او را طرد كنند (هود آيه 51 تا 53 و نيز آيه 9 و 13) خداوند در آيه 15 سوره فصلت قدرت و نيرومندي قوم عاد را از عوامل اصلي استكبار آنان در برابر حق ارزيابي مي كند و مي فرمايد كه همين عامل خود موجب شد تا ايشان آيات و نشانه هاي الهي و آموزه هاي پيامبرشان را انكار كنند. دشمني ايشان با آموزه هاي وحياني و خداوند و انكار آيات الهي موجب شد تا خود را دچار ذلت و خواري گردانند. (فصلت آيه 15 و 16) اخلالگري اشراف و مرفهان بي درد (مؤمنون آيه 31 و 34) و ارتجاع و واپسگرايي ايشان (اعراف آيه 65 تا 70) بي تقوايي ايشان و ناديده گرفتن ارزش هاي اخلاقي عقلي و عقلايي و شرعي (اعراف آيه 65 و مؤمنون آيه 31 تا 345 و شعراء آيات 123 تا 132) و گرفتاري به پليدي (همان) و ثروت و رفاه زدگي (توبه آيه 68 و 70) و استكبار و سركشي (هود آيه 59) و جهل و ناداني در پرستش بت ها و آيين ها و روش هاي غيراخلاقي و خرافي نياكان (احقاف آيه 21 و 23) و طغيانگري (نجم آيه 50 و 52) و ظلم و ستم به ديگران و توده هاي مردم (هود آيات 89 و 101 و نجم همان و آيات چندي ديگر) از جمله مهم ترين علل و عوامل فروپاشي تمدني عاديان در تحليل قرآني است. برگرفته از سايت زير : http://somamus.com/index.php?option=com_content&task=view&id=793&Itemid=9 اخیرا در یکی از مناطق جنوب شرقی عربی کاوشگران گاز بقایای اسکلت انسانی را در اندازه خارقالعاده پیدا کردند. بیابان مورد نظر را یک چهارم خالی یا به عربی ربع الخالی می نامند.( به این معنی که اگر شبه جزیرهی عربستان را به چهار بخش قسمت کنیم، یک چهارم آنرا این بیابان شامل می شود.) کشف مذکور را گروه کاوشگر آرامکو انجام داده است. در قرآن کریم خداوند می فرماید مردم خارق العادهایی را خلق کرده که تا به حال مانند آن را خلق نکرده است. این مردم (قوم) نام عاد نامیده میشدند که برای آنها پیامبری به نام هود فرستاده شد. آنها خیلی بلند، بزرگ، وخیلی نیرومند بودند. چنان بودند که میتوانستند بازوهایشان اطراف یک تنه درخت بگذارند وآن را از ریشه بکنند. آدرس عکس و مطلب http://www.tabesh.net/?artid=407 تعدادی از این مردم قدرت خود را علیه خداوند و پیامبر او صرف کردند و خداوند همه آنها را که پا را از فرمان خدا فراتر نهاده بودند، گرد آورد. برگرفته از سايت تابش در نتیجه به دلیل نافرمانی، خداوند آنها را نابود ساخت.
ارتش سعودی منطقه را تحت حفاظت دارد و هیچکس بجز کارکنان آرامکو حق ندارد وارد آن شود. این مکان به شکل مخفی و پنهان حفاظت و نگهداری می شود اما یک هلیکوپتر نظامی ارتش سعودی تعدادی عکس هوایی از منطقه گرفته است که یکی از عکس ها از طریق اینترنت به بیرون نشت کرده است.
نتيجه : نوع عذاب قوم عاد از نوع 78 است و همه مي دانيم تمام عبادات ما با توجه به 78 سوره الحمد طراحي شده است ( نماز ) كه اصلي ترين عبادت ماست . حتما مقاله نماز اين جانب را در وب لاگ : مطالعه نماييد . مطما باشيد كه قوم عاد نيز بخاطر عدم عبادت الهي و تبعيت از دستورات او به اين عذاب گرفتار شدند با توجه به آيات زير : سوره ذاريات آيه 56 و 57 : وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿56﴾ و جن و انس را نيافريدم جز براى آنكه مرا بپرستند (56) مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ ﴿57﴾ از آنان هيچ روزيى نمىخواهم و نمىخواهم كه مرا خوراك دهند (57)
و نيز آيات 6 و 7 و 8 سوره الحاقة :
واين طور است كه يكي ازنشانهاي عظيم قرآن يعني 78 از نافرمانان انتقام مي گيرد . 1- البته جالب اين جاست كه در آيه 7 سوره الحاقة اين موضوع آمده است ( 7 و 8 ) واگر بسم الله الرّحمن الرّحيم را درشمارش تعداد از ابتدا در نظر بگيريم كه بايستي در نظر بگبريم ، زيرا اگر بسم الله الرّحمن الرّحيم جزء آيات نمي بود سوره توبه نيز داراي بسم الله الرّحمن الرّحيم بود در حالي كه اين سوره اين نشان را ندارد و يكي از دلايل بدون بسم الله الرّحمن الرّحيم اين سوره نيز همين مي تواند باشد . 2- جهنم 7 طبقه دارد و نشانه آن تاريكي است و در اين جا عدد 7 را با شب آورده و نيز بهشت 8 طبقه دارد و نشانه آن نور است و عدد 8 را با روز آورده است و مقاله قبل در باب 78 بهشت و جهنم است لطفا مطالعه فرمايد . ۳- زیباترین نتیجه این است که این سوره ۷۸ سوره نازل شده بر رسول اکرم ( ص ) است که در ترتیب کتابت الان ۶۹ سوره است رجوع شود به مقاله دوم در وبلاگ : الله اعلم
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
« بسم الله الرّحمان الرّحيم»
هست كليد درِ گنجِ حكيم دوستان گرامي سلام؛ اينجانب عزيز فتحي چند سال پيش به مباحث قرآن شناسي و اعجاز قرآن علاقهمند شدم و در طول اين مدّت خداوند مرا توفيق داد تا با قرآن انس بگيرم و در آيات آن تأمل كنم، پس از مدتي متوجّه نظم اعجاب انگيزي در آيات قرآن شدم و به پژوهشهاي خويش ادامه دادم و تصميم گرفتم كه نتايج تأملات خود را منتشر كنم تا ضمن كسب تجربيات بيشتر، از نظرات دوستان فاضل و گرامي و قرآن شناس بهره بگيرم و بتوانم اين راه را ادامه دهم، بديهي است كه مطالب موجود در مقالات بنده(دربارة نظم رياضي آيات قرآن) جديد است و از كتابهاي مربوط به اعجاز عددي قرآن اخذ نشده و به همين دليل نياز بيشتري به بررسي و بازخواني دارد. از همة مراجعين و از خوانندگان گرامي اين مطالب تقاضا ميكنم كه با اظهار نظر و درج پيشنهادها و انتقادات خود، مرا در اين راه ياري دهند. بدان اميد كه بتوانيم در راه پيروي از قرآن و خدمت به اسلام قدم برداريم ـ انشاء الله و ما توفيقي الّا بالله. ع. ف. مردادماه 1386 خورشيدي. |
|
RSS
|